یادگاری

چقدر این بار از تنبلی خودم نسبت به اینجا خوشحالم. چون در تمام این مدت این عکس بالای صفحه ی وبلاگم بوده!

این هم یادگاری برای خودم:

 

راستی! امروز کنکور MBA بود. پارسال این موقع یادش به خیر. خیلی هم به خیر.

می دانی، موقعیت های سختی مثل کنکور، یکی از فوایدشان چیست؟ اینکه توی اون مواقع آنقدر خودت را نیازمند به او می بینی که با تقریب خوبی جرات نمی کنی خیلی از کارها را انجام بدهی (که هیچ! حتی فکرش را هم بکنی)، چرا که می ترسی اگر ناراحتش کنی حالت را بگیرد و کمکت نکند و بدبخت شوی. اما همان کارها و خیلی بدترشان را در دوران آسایش ممکن است به راحتی انجام دهی!

چون که یک نکته را با بلاهت تمام اما به سادگی آب خوردن از یاد برده ای. این که واقعاً درجه ی سادگی این که در یک لحظه بعد نفست بالا نیاید، یا از آسمان سنگی بر سرت فرود آید، برای او مثل همان است که کنکور قبول نشوی!

 

 

 

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کلنگ

بخواب

کلنگ

بخواب

کلنگ

بخواب

کلنگ

بخواب

کلنگ

بخواب

نرگس

سلام ! راست میگی/ بعضی وقتها ما آدمها با همه ادعامون چقدر ساده و خنگ میشیم! امگار میخوایم سر خدا رو هم گول بزنیم!

پسر خوب

اِه! اینجا چه خبره؟ تو چرا گریه می کنی؟ تو چرا قهر؟ این بخواب بخواب چیه تو راه انداختی بی حیا؟ به موری: تو به من چی کار داری! این سوالو در قبال خودت جواب بده. راستی نیومدی پولتو از حلقومم بیرون بکشیا! به نرگس خانم (قاعدتاً البته): البته گول بمالیم هم در بعضی نسخ آمده![چشمک] جدا از شوخی: ادعا که حالا به کنار. یک حسى به نام "خود خوب بینی" (یا همون عجب به قول علما) هست، واویلا می کنه!

زروان

سلام عزیز از احوال پرسی ات ممنون . سه شنبه ها لنگ در هواست ... حسن می گفت با آلیس قبل از سال قرار کوه دارن ، خواستی هماهنگ کن هماهنگ بشیم بریم ... هرچند دل به امید صدایی که مگر در تو رسد / ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سعید

خیلی بامزه شده. هر از چندگاهی این جا را باز می کنی و می بینی نوشته چقدر این بار از تنبلی خودم نسبت به این جا خوشحالم! فک کن!

پسر خوب

خوبه دیگه![چشمک] یک پیک شادی دارم امسال سعید! به عمرم نداشتم. برو گیر نده. ولی خو.ب شد گفتی یادم رفته بود اینجا خداحافظی کنم.